یادت میره که یه وقت هایی بودن کنار اون برات چقدر خوشایند بوده.
یادت میره که برای لحظه های با هم بودنتون چقدر از خدا تشکر می کردی. یادت میره اون همون کسیه که یادگار روزهای بی قراریته...
روزهایی که سفید بودن و قشنگ.
یادت میره که اگه یه روز ناخوشی کوچیکی توی احوالش پدیدار میشد،تو هم بدتر از اون میشدی.
یادت میره که حس کردن حضورش چطور سنگینی روحتُ برای تنت قابل تحمل می کرد.یادت میره که اون تجسم گذشته هاییه که خیلیها نمی تونن باورش داشته باشن.
یادت میره که....
به اینجا که می رسی،برگرد و به پشت سرت یه نگاهی بنداز! مثل روز روشنه برام که اون دور دورا_یا شاید هم نه خیلی دور_همه ی این لحظه هارو می بینیو انگشت به دندون می گیری و با حسرت اون روزهارو مرور می کنی. اون وقت برگرد و به زندگی من شیرینی همون روزهارو بده....
همون روزهایی که سفید بودن و قشنگ...
source : www.hamidniloofar.blogfa.com
